|
|||||||||||
|
|
پتانسيل نفت و گاز افغانستان
(The oil and gas potential of Afghanistan) |
||
|
مقدمه نفت و گاز از زمانهاي بسيار قديم از طریق تراوش هاي سطحي شناخته شده و مورد استفاده قرار گرفته است. اكتشاف نفت يك دانش بسيار قديمي و كاربردي است كه با جمع آوري قير(Asphalt)از تراوش طبيعي سطحي(Natural seepages)آغاز و در حال حاضر با استفاده از پیشرفته ترین تکنولوژی ادامه دارد.درگذشته نفت تنها براي مقاصد پزشكي،گرمايي و همچنين مصارف عايق كاري استفاده مي شد اما اکنون از مشتقات نفت استفاده های زیادی می شود.قديمي ترين تئوري اكتشاف نفت، تئوري تاقديس(Anticline theory)بود كه بوسيله هانت(Hunt)در سال1861معرفي شد.كاربرد اين تئوري براي يافتن نفت در قله تاقديس ها ابزار موفقي بود(رضایی1380). پس از پيدا شدن نفت در سال1880در رسوبات دريايي پنسلوانيا كه ارتباطي با ساختمان هاي تاقديس(Anticlinal structure)نداشت و شكل گيري نفتگيرها صرفا ناشي از تغيير رخساره رسوبات بود مشخص شد كه ذخاير نفتي مي توانند در حوضه هاي غير چين خورده هم وجود داشته باشند در نتيجه مفهوم نفتگيرهاي چينهاي (Stratigraphic traps)با اين كشف فراگير شد.بعد از اواسط دهه1920با روي كار آمدن روش هاي جديد مغناطيس سنجي(Magnetometry)،ثقل سنجي(Gravimetry)و مطالعات لرزه اي(Seismic surveys),اكتشافات نفت راه تازه اي براي پي بردن به آنوماليها(Anomalyes)و ساختارهاي زير سطحي (Subsurface structure)غير قابل مشاهده از سطح پيدا نمود. اين تكنولوژي ها به تشخيص موقعیت پي سنگ(Basement)و آنومالي هاي دياپیری(Diapiric anomalys)كمك مي كنند و به طور كلي يك شماي عمومي از ساختارهاي زير سطحي را آشكار مي سازد.بعدها توسعه مدل رخساره اي و تفسير جزئيات محيط هاي رسوبي قديمي(Paleoenvironments)كمك موثري در تشخيص شکل هندسي مخازن(Reservoir geometry)كردند و پيش بيني قابل اعتمادي از كيفيت مخازن از نظر تخلخل و تراوايي ارائه دادند(رضایی1380). در دهه 1970 پيشرفت در كسب و پردازش(Acquisition and processing)اطلاعات لرزه اي و نيز استفاده از كامپيوترهاي سريع براي اين منظور توانست نيمرخ هاي لرزه بسيار دقيق را فراهم آورد و لذا امروزه اين مقاطع سيماي عمومي درون زمين را به خوبي مشخص مي كند. سوخت هاي فسيلي مي تواند به صورت فازهاي مختلف از جمله فاز گازي نظير گاز طبيعی ,(Natural gas)فاز مايع نظير نفت خام (crud oil)و فاز جامد, نظير قير,(Asphalt) در خلل و فرج و شكستگي هاي سنگ تجمع يابد. مواد هيدروكربوري در زير زمين در سنگ هايي انباشته مي شود كه توانايي نگهداري و انتقال سيالات را داشته باشند. اين سنگ ها مخزن(Reservoir)ناميده مي شوند. تجمع مواد هيدروكربوري به صورت اقتصادي در سنگ مخزن منوط به وجود عوامل متعددي است. بطور كلي وجود پنج عامل كليدي زير براي تجمع اقتصادي نفت و گاز لازم و ضروري است: 1. سنگ منشأ بالغ(Mature source rock)كه توليد هيدروكربن كرده باشد. 2. سنگ مخزن(Reservoir Rock)مناسب كه بتواند هيدروكربن را در داخل خود جاي دهد. 3. مهاجرت هيدروكربن بين سنگ منشأ و سنگ مخزن عملي باشد. 4. وجود یک سنگ ناتراوا(Cap rock)كه از خروج نفت و گاز از داخل سنگ مخزن جلوگيري كند. 5. تشکیل تله نفتي(oil Trap)كه در آن نفت و گاز به صورت اقتصادي متمركز گردد و قابل استحصال باشد. نخستين عمليات حفاري جهت اكتشاف نفت و گاز در افغانستان در سال 1956 انجام شده است بطوری که در سال1959منجر به اكتشاف ميدان نفتي انگوت گردید. در فاصله سالهاي1959تا1966پنجاه حلقه چاه اكتشافي ديگر نيز در اين حوضه حفر گرديد كه باعث اكتشاف 3 ميدان گازي بزرگ يتيم تاق(1960)خواجه گوگردك(1961)و خواجه برهان(1964)شد (كينگستون و كلارك1995).اگر چه اطلاعات دقيق كشفيات اين دوران در دست نیست اما ظاهرا از سال1966تا1981دست كم دو ميدان نفتي كوچك , يك ميدان گازي بزرگ (جرقدوق) و دو ميدان گازي ديگر كشف شده است که عمدتا در بخش شمالغربي كشور مي باشد(کینگستون وکلارک1995).
بررسي هاي زمين شناسي نشان داده است که سه منطقه اصلی در كشور وجود دارد که
سنگهاي رسوبي از ضخامت زیادی برخوردارند و براي اكتشاف نفت و گاز داراي
اهميت مي باشد
. اين مناطق شامل: حوضه شمال
,
حوضه جنوب غرب –
حوضه آبريز رودخانه هلمند و منطقه كتواز در جنوب شرق است(کینگستون وکلارک1995)که
موقعیت آنرا در شکل(1)مشاهده می کنید. در اين مقاله حوضه شمال كشور
زمين شناسي و ژئومورفولوژي شمال(geology and geomorphologly of the north) اين حوضه از شرق به كوههاي پامير, از جنوب به هندوكش و از جنوب غرب به كوههاي پاراپامير محصور بوده و از دو حوضه بزرگ قراقوم و جنوب تاجيكستان تشکیل شده است. اين حوضه از نظر ژئومورفولوژي(Geomorphology)به دو منطقه كوهستاني و دشتهاي هموار تقسيم مي شود. بخش كوهستاني داراي ارتفاعاتي بيش از دو هزار متر مي باشد كه در بعضي از مناطق توسط عوامل بيروني مورد تخريب و فرسايش قرار گرفته ومنجر به تشکیل مخروط افكنه هايي در پاي ارتفاعات شده است. ارتفاع اين حوضه به سمت آمودريا تدریجا كاهش مي يابد بطوريكه توپوگرافي(Topography)سواحل آمودريا پست و بسيار ملايم مي باشد. اين مناطق توسط رسوبات دريايي و بادي پوشیده شده است.بررسيها نشان داده است كه مهمترين ميادين نفت و گاز كشور در اين حوضه قرار دارد(بروکفیلد و حشمت2001). حوضه شمال قسمتي از حوضه عظیم نفت و گاز آمودريا مي باشد كه از نظر ميزان ذخيره در بين152حوضه نفتي و گازي كشف شده جهان در رده پانزدهم قرار دارد. اين حوضه400هزار كيلومتر مربع وسعت دارد و در چهار كشور افغانستان, ايران, تركمنستان و ازبكستان گسترش دارد. ( گرگور2004)
اگر چه نفت و گاز اين حوضه عظيم در نفتگيرهاي متنوع ساختماني(Structural
traps)،چينه اي(Stratigraphic
traps)پالئو ژئومورفيك
و همچنين در گسلهاي مسدود شده(Sealed fault)قرار
دارداما تله های ساختمانی نوع تاقدیسی از فراوانی بیشتری برخوردار اند و
مواد هیدروکربوری این حوضه در این گونه تله ها تجمع یافته است.
سنگ منشأ و مهاجرت (Source Rock & migration) بر اساس اطلاعات ژئوشيميايي مواد آلي موجود در سنگ منشأ, حوضه شمال عمدتا از كروژن نوع 3 تشکیل شده است . اين نوع كروژن باعث توليد گاز خشك(Dry gas)و ذغال سنگ مي شود.به طوری که در حوضه شمال باعث توليد منابع عظیمی از گاز خشك شده است. سه گروه از رسوبات حوضه شمال که برای تشکیل سنگ منشا مناسب هستند شامل موارد زیر است.(کینگستون وکلارک 1995) رسوبات ژوراسيك:اين رسوبات در تمام منطقه شمال در محدوده گرمايي پنجره توليد گاز(Gas generation window)قرار دارد. رسوبات كرتاسه:در قسمتهاي عميق حوضه افغان- تاجيك در محدوده گرمايي پنجره توليد گاز قرار دارد ولي در بعضي مناطق كم عمق در توليد نفت نيز قرار مي گيرد رسوبات پالئوژن:اين رسوبات در محدوده دمايي توليد نفت(Oil generation window)قرار دارند نکته دیگر در پلتفرم رسوبي شمال این است که ضخامت رسوبات از شمال شرق به جنوب غرب حوضه افزايش مي يابد(شکل2). بنابراين انتظار مي رود حجم بيشتري از رسوبات اين منطقه در پنجره زمين گرمايي توليد گاز (Gas generation geothermal window)قرار گيرد كه اين امر باعث افزايش توليد هيدروكربن از سنگ منشأ مي گردد.(شکل2)
سنگ مخزن، پوش سنگ و تله هاي نفتي(Reservoir Rock , Seal Rock and traps)
كربناتهاي ژوراسيك بالا(Upper Jurassic carbonates)و
ماسه سنگهاي كرتاسه زيرين(Lower Cretaceouas
Sandstone) مهمترين
تله هاي شمال كشور محسوب مي شوند و تقريبا همه تله ها از نوع تاقدیسی(Anticlinal
traps)است. كربناتهاي ژوراسيك بالا داراي تخلخل(porosity)بين9تا20درصد و ماسه سنگهاي كرتاسه زيرين6تا14درصد هستند(مالستانی1382). در شکل(3 )رویدادهای کلی سیستم نفتی آمودریا را مشاهده می کنید . که در این شکل سن بر حسب میلیون سال در ردیف افقی بالا نشان داده شده است . و رویدادهای کلی سیستم درستون سمت راست جدول نوشته شده و در جلو آن نمایش داده شده است . همانطور که در شکل می بینید مادر این حوضه از ژوراسیک به بعد واحدهای سنگی داریم. که رسوبات با سن ژوراسیک تشکیل سنگ منشا داده اند. سنگ مخزن نیز از ژوراسیک میانی تا پالئوسن به چشم می خورد. سنگ پوشش(Seal rock) مناسب در ژوراسیک بالائی و کرتاسه تحتانی مشاهده می شود(شکل3). كربناتهاي كرتاسه بالايي(Upper Cretaceouas carbonates)و اشكوب دانين(Danian stage)نیز نفت گیرهاي اصلي در لبه غربي واحد قلعه نو و حوضه تاجيك هستند و توسط شيل هاي پالئوسن(Paleocene shales)پوشيده مي شود. تخلخل(porosity)اين كربناتها در محدوده16تا18درصد مي باشد.در شکل4موقعیت گنبدهائی مشاهده می شود که دارای پتانسیل مخزنی مناسب برای نفت گاز می باشد(شکل4). ميادين نفتي و گازي اثبات شده در شمال
1-ميدان
انگوت:اين
منطقه در شش كيلومتري شهر سر پل در قسمت فوقاني يك چين خوردگي با
ارتفاع1002متر واقع شده است. اين چين خوردگي به ابعاد5/6×12كيلومتر
داراي زواياي يال40-30درجه مي باشد كه در قسمت گنبدي آن سنگ آهك بخارا در
سطح زير رخنمون دارد.در اين حوضه تا كنون14چاه اكتشافي حفر گرديده است كه
به عنوان مثال چاه شماره8در عمق1080متري به نفت رسيده و با مقدار
استخراج70تن در روز تثبيت گرديده است. تركيب شيميايي نفت خام آن
شامل1/66درصد متان,
30/11درصد نفتن(naphten)و
10/22درصد آروماتيك(aromatic)است.
ذخيره كلي اين ميدان در حدود4 ميليون تن ارزيابي شده است. 2- ميدان آق دريا:اين ميدان در چهار كيلومتري شرق شهر سر پل در ولايت جوزجان و هشت كيلومتري ميدان انگوت واقع شده است. ابعاد تقريبي اين ميدان 5/1×5/9 كيلومتر است كه اولين چاه اكتشافي در21 ماه مي1974در آن حفر گرديد و ذخيره كلي اين ميدان در حدود 2ميليون تن برآورد شده است. -3ميدان گازي خواجه برهان:اين منطقه در35 كيلومتري جنوب شرقي شهر شبرغان واقع گرديده است. ابعاد منطقه چين خورده5/2×7 كيلومتر مي باشد.در سطح چين خوردگي، تركيب شيميايي گاز اين ميدان داراي 92 درصد متان مي باشد و بقيه حجم آنرا هيدرو كربورهاي ديگر تشكيل مي دهد. ذخيره كلي اين ميدان در حدود 4 تا 5 ميليارد متر مكعب تخمين زده شده است. 4-ميدان گازي يتيم تاق:ميدان گازي يتيم تاق يكي از بزرگترين ميدانهاي گازي منطقه شبرغان است كه مجموع ذخيره آن در حدو20تا25ميليارد متر مكعب مي باشد. در جريان حفاري چاه شماره4اين ميدان به دليل عدم رعايت استانداردهاي حفاري و عدم تعيين دقيق فشار داخلي مخزن، كليه تأسيسات حفاري در اثر انفجار چاه منهدم گردید. این حادثه باعث آزاد شدن گاز و آتش سوزي گرديد كه قريب به يكسال ادامه يافت تا بالاخره باروشهای مختلف از جمله تزريق مواد و گذاشتن سرپوش فلزي آتش سوزی چاه مهارگردید. 5-ميدان گازي خواجه گوگردك:اين ميدان در22-19كيلومتري جنوب شرقي شهر شبرغان قرار دارد. ابعاد اين ميدان در حدود5×9كيلومتر مي باشد كه حاوي گاز ترش و شيرين است . ذخيره كلي اين ميدان در حدود8/46ميليارد متر مكعب تخمين زده شده و بهره برداري از آن از 21اكتبر1967آغاز شده است. در سال1973،28حلقه چاه جهت استخراج و بهره برداري گاز حفر گردید و تا سال1975 به32حلقه افزايش يافت. بخشی از گاز توليدي اين منطقه از طريق خط لوله به شوروي سابق صادر مي شد و بخشی دیگر از آن به كارخانه كود و برق مزار شريف منتقل مي گرديد. ذخيره گاز ترش خواجه گوگردك در حدود4/18ميليارد متر مكعب و گاز شيرين آن در حدود37تا38ميليارد متر مكعب ارزيابي شده است. 6-ميدان گازي جرقدوق:اين ميدان در حوضه گازي شبرغان واقع شده است و ذخيره گاز آن41ميليارد متر مكعب ارزيابي شده است .
علاوه بر ميدان هاي ذكر شده ، مناطق نفت و گاز خيز ديگري نيز در اين ناحیه
شناسائي شده اند كه میتوان به حوضه دشت ليلي,
حوضه آقچه,
حوضه محمد جان خان دگر,
حوضه بلخ,
حوضه غورماچ,حوضه
علي آباد,
حوضه بازار كلي ,حوضه
كلفت,
حوضه جنگل كلان اشاره نمود.(کینگستون وکلارک1995) لازم به ذکر است که طبق آخرين گزارشات در سال(usgs 2005(يك ميدان گازي بزرگ ديگر نيز در شمال كشف گرديده است . در شکل(5)موقعیت میدانهای نفتی و گازی کشف شده تا سال2004در افغانستان و کشورهای همسایه ملاحظه می شود(شکل5).
میزان ذخیره نفت گاز و کشور در مجموع پنج نوع اثر نفتي و گازي در حوضه پلاتفرم شمال كشور شناخته شده است كه روي هم رفته حاوي بيش از95درصد هيدروكربنهاي اين منطقه مي باشد و به قرار زير است(کینگستون و کلارک 1995): 1. منطقه چين خوردگي ژوراسيك بالايي(upper jurassic) با مساحت 6/11 ميليون آكر(یک آکر=4047 مترمربع)
2.
منطقه چين خورده
نئوكومين با مساحت44/3ميليون آكر 3. مخازن چين خورده نئوكومين با مساحت10/9ميليون آكر 4. مخازن پالئوژن چين خورده با مساحت13/8ميليون آكر 5. كمربند چين خورده با مساحت45/2ميليون آكر بر اساس مطالعات انجام شده ميتوان مجموع ذخاير نفت و گاز شمال را اعم كشف شده و كشف نشده كه قابل استحصال مي باشند را به صورت زير تعيين نمود . مجموع ذخاير كشف شده نفت:80ميليون بشكه, مجموع ذخاير نفت قابل استحصال300ميليون بشكه , بهمراه145ميليون بشكه نفت سنگين و مجموع ذخاير كشف شده گاز:حدود5تريليون فوت مكعب(TFC)و مجموع ذخاير قابل استحصال در حدود9/6تريليون فوت مكعب(TFC) در شکل (6 )موقعیت میدانهای نفتی و گازی و مساحت سطحی آنها در افغانستان و کشورهای همسایه مشاهده میشود.(گرگور2004)(شکل6) با توجه به اينكه در جوار مرزهاي شمالي و شمال غربي افغانستان در كشورهاي ازبكستان، تركمنستان و ايران وجود ميادين نفت و گاز به اثبات رسيده و يا در حال بهره برداري مي باشد. لذا احتمال وجود ادامه اين ميادين در افغانستان نيز وجود دارد. بنابراين دولت مي تواند با سرمايه گذاري و اكتشاف اين ميادين به استخراج آنها بپردازد. در اين راه استفاده از امكانات پيشرفته لرزه نگاري ارتباطات كامپيوتري و ماهواره اي كمك بسيار خوبي مي باشد. Reference 1-Michael,E,Brookfield.Ajrvddin,Heshmat,2001,The geology and petroleum potential of the north afghan platform and adjacent areas(Northern Afghanistan with parts of southern Turkmenistan, Uzbekistan and Tajikistan) 2-Gregor,F,Ulmishek .2004,Petroleum geology and resources of the Amu-Darya basin,Turkmenistan, Uzbekistan,Afghanistan and Iran 3-kingston,j,.Clarke,j,w,.1995,Petroleum geology and resources of Afghanistan,international geology review,37,111-127 4-غلامي, م,1382,زمین شناسی ومنابع معدنی افعانستان, پایان نامه کارشناسی ارشد,263ص دانشگاه تهران ,زمین شناسی نفت ,1380,م,5-رضائی 6- www.Usgs.gov 7-http://gisdata.usgs.net/website/afghan/oil.asp
|
||